مقادیر تکراری در یک ستون از Excel

رای یافتن مقادیر تکراری در یک ستون از Excel

۱- ابتدا ستون یا محدوده مورد نظر خود را انتخاب کنید.

۲- در سربرگ Home از  نوار ابزار Excel  (به این نوار در Excel 2007 به بعد Ribbon می‌گویند) گزینه Conditiona Formatting را بزنید.

3- در لیست باز شده، گزینه Highlight Cell Ruls را بزنید.

4- در این لیست گزینه Duplicate Value  را بزنید.

5 – در پنجره آخر، از شما پرسیده می‌شود که سلولهای تکراری چه رنگی شوند.

چگونه در Excel از ورود اعداد یا مقادیر تکراری توسط کاربر جلوگیری کنیم؟

همانطور که شاید از قبل بدانید ، شما می‌توانید روی سلولهای Excel ابزار Validation را فعال کنید، ابزار Excel Validation مقادیری را که شما در سلول وارد می‌کنید چک می‌کند و در صورتیکه که معتبر باشد آنرا قبول می‌نماید.

معتبر بودن با شرطی که شما قبلا روی این سلول گذاشته اید سنجیده می‌شود.

ابتدا ستون مورد نظر را انتخاب نمایید.

1- دقت نماید که آدرس سلول فعال شما چیست، مثلادر شکل زیر سلول فعال A1 است.

2- از Ribbon به سربرگ Data بروید و سپس گزینه Validation را انتخاب کنید.

3- مطابق با شکل تنظمات را انجام دهید.

 

تابع  COUNTIF(A:A,A1) در اکسل مشخص می کند که در ستون A ، چند بار مقادر سلول A1 تکرار شده است و هدف ما این است که این مقدار تکراری نباشد، بنابراین باید این تعداد برابر با یک باشد ، که تکراری نشود. 

 

مارکسیست

مارکسیست ها مجموع جهانیان را به 2 گروه تقسیم می کنند و می گویند یا استثمارگر هستند یا استثمارشده ، می گویند تاریخ چیزی جز محصول مبارزه طبقاتی بین انسانهای استثمارگر و استثمارشده نیست ، یعنی عده ای منافع اقتصادی شان ایجاب می کند که در همان مرحله بمانند و مخالف پیشرفت ابزار تولیدند (گروه حاکم استثمارگر ) و یک عده خواهان رشد و ترقی ابزار تولید و خلاصی از این وضع هستند ( گروه استثمارشده ) که این دوباره هم درگیر و مبارزه ای به وجود می آید که منجر به یک نظام جدید (جامعه جدید ) می شود که در آن جامعه جدید علاوه بر ابزار تولید و منافع اقتصادی، آداب و رسوم و فرهنگ و مذهب و افکار و اندیشه در یک کلام همه چیز نسبت به جامعه قبلی تغییر می کند و بعد ازمدتی دوباره این نظام جدید با مبارزه و درگیری که در خودش عامل ایجاد آن است میدهد به نظام دیگری تبدیل می شود.
مارکسیسم آموزش رهایی طبقه ی کارگر از دست سرمایه داری است.(مالکیت خصوصی و سرمایه داری عامل بدبختی مردم و کارگران است و باید با یک انقلاب از بین برود ).
مارکس خودش مارکسیسم نبوده یعنی اینکه مارکسیسم بعدها بوسیله ی طرفداران او طرح ریزی شده است که معتقدند افکار و نظریات مارکس یک راه و روشی را برای نجات کارگران درست کرده است .البته مارکسیسم هر چند با اندیشه ی مارکس پیوند دارد ولی با آن یکسان نیست و از جمله دلایل آن می تواند:
1- فکر و اندیشه ی مارکس دارای یک شکل منظم نبوده است زیرا وقتی با واقعیت روبرو می شده است مشاهده می کند که مطلبی را که بیان داشته دارای اشکالاتی است و در راستای حل آن یکسری تغییر جهت هایی در اندیشه هایش روی می دهد .
2- افکار و نوشته هایش خصوصیت نا تمام داشته یعنی مارکس خود در زمان حیاتش اقدام به نوشتن نظامند افکار و اندیشه هایش انجام نداده است مثلا جلد اول ودوم کاپیتال(سرمایه) را انگلس از روی یادداشت های او جمع آوری و منتشر کرده است .
3- به دلیل از بین نرفتن سرمایه داری و شکل نگرفتن اجتماع و نظام سوسیالیستی و سپس کمونیستی منطبق بر روالی که او پیش بینی کرده بود .
4- کنار آمدن طبقه ی کارگر با طبقه ی سرمایه دار و دعدم وقوع انقلاب کارگری در سطح اروپا
پیامد عدم تحقق پیش بینی های مارکس منجر به این شد که در طول زمان درمورد اندیشه مارکس دیدگاه های مختلفی مطرح شود و مارکسیسم به سه شاخه ی اصلی تقسیم می شود که هر کدام از این سه شاخه به شاخه های گوناگونی تقسیم می شوند.
1- مارکسیسم اومانیسم(عقل گرا) که خود به دو شاخه ی مارکسیسم فلسفی و مکتب فرانکفورت تقسیم می شود.
2- مارکسیسم کلاسیک(ارتدکس) که خود به دو شاخه ی مارکسیسم سوسیال دموکرات و مارکسیسم لنینیسم تقسیم می شود.
3- مارکسیسم ساختار گرا.
امروزه در دنیا مراکزی وجود دارد بنام مراکز مارکس شناسی.{درانگلستان نه مرکز - درآمریکا هشت مرکز – در فرانسه شانزده مرکز- در ایتالیا هفت و در ژاپن چهار مرکز ) و جالب اینجاست که در روسیه و کشورهای وابسته به شوروی اثری از چنین مراکزی دیده نمی شود.

خلاصه ای از زندگی کارل مارکس:

مارکس در سال 1818 درآلمان متولد شد و پدر ومادرش یهودی بودند . پدرش در همان سال تولد مارکس به دین مسیح گروید و با این وجود مارکس نه تنها به یهودیت بلکه به دین های دیگر هم اعتقاد پیدا نمی کند و دارای اندیشه ماتریالیستی در زمینه جهان خلقت بود .
به ادبیات و موسیقی و شعر علاقه داشته و از طبقه ی مرفه جامعه بوده است . پدرش وکیل دادگستری بود. در هجده سالگی مارکس جوان را به دانشکده حقوق فرستاد تا نام نویسی کند اما او این کار را نپذیرفت ( گویا که تحصیلات دانشگاهی ندارد ). در هجده سالگی پنهانی با دختری بنام ژنی نامزد می کند و در سن بیست وپنج سالگی با او ازدواج می کند و به پاریس می رود و در آنجا با انگلس که فرزند یک تاجر ثروتمند آلمانی بود آشنا می شود و عقاید اقتصادی خود را ازتجربیاتی که انگلس داشت می گیرد. در پاریس انقلاب های 1848 را ازنزدیک دنبال می کند. اما پس از شکست و سرکوب انقلاب ها درسال 1849 به لندن می رود و تا آخر عمر در آنجا می ماند. سالهای بین 1850 تا 1860 دوران فقر شدید مارکس بود . او در این ایام به دلیل اشتغال زیاد به امر مطالعه و تحقیق پیرامون موضوع کارگران و سرمایه داران قادر به اشتغال تمام وقت و گاها پاره وقت نبوده است و این امر باعث می شود که چند فرزندش به دلیل فقر و بیماری از دست بدهد . ( تمام سعی او این بود که راهی برای نجات کارگران از فقر و بد بختی پیدا کند و شعارش این بود که کار گران دنیا متحد شوید ) .وی سرانجام در سال 1883به علت مرض سرطان از دنیا رفت .

بازشناسی افکار و اندیشه های ی کارل مارکس:

کارل مارکس در افکار و اندیشه هایش از چندین متفکر قبل از خود تاثیر پذیرفته و از نظرات آنها در بیان دیدگاه های خود استفاده نموده است به عبارت دیگر می توان گفت که وی با جمع نمودن و در کنار هم قرار دادن و نظام دادن به اندیشه های متفکرین قبل از خود به برخی سوالات پاسخ علمی - تاریخی داده است .از جمله ی موثر ترین اندیشمندان می توان به
1- هگل 2- پرودون 3- فوئر باخ 4- کانت نام برد .
با نگاهی بر منطق ارسطویی ، ارسطو معتقدر است که هرگز هیج دو چیز متضاد با هم ، در کنار جمع نمی شوند.مثلا:هروقت شب است دیگر روز نیست و برعکس.
هگل در تشریح این مطلب با تفاوت نهادن بر مبحث تضاد و متناقص ، قانونی با عنوان دیالکتیک ارائه داد . این قانون می گوید که هر شیئی یا ماده ای که به وجود می آید ، پس از جندی از اثر وجود آن ضد خودش را می سازد ( یعنی دو چیز متضاد در مقطعی در کنار هم ) و بعد از مدتی این دو به دلیل ماهیت متضاد با هم تعارض پیدا می کنند و منجر به یک چیز جدیدی می شود و این فرایند را به صورت ( تز- آنتی تز- سنتز) معرفی می نماید و معتقد است این فرآیند اساس حرکت بوده و جنبه تکاملی وپیشرفت دارد و جبری است.
پرودون اندیشه ی ماتریالیسم را مطرح می کند . ( برای پدیده های طبیعت علت مادی جست وجو می کند یعنی اینکه هیچ روح یا خدایی برای حرکت تاریخ و جهان وجود ندارد ) .
« فوئرباخ » می گوید مبنای تاریخ اقتصاد است (منافع اقتصادی باعث مبارزه ی طبقاتی می شود و تاریخ رابه حرکت در می آورد).
کانت آزادی خواهی را مطرح می کند و می گوید هر کس باید آزادی خود را محدود به آزادی دیگران ببیند.
کارل مارکس افکار و روحیه انقلابی داشته است و هرچیزی را که با انقلاب سازگاری داشته مورد پذیرش قرار داده و هر چیزی که با انقلاب تضاد داشته اعم از اینکه خوب یا بد بوده رد می کرد . به همین دلیل ازهگل دیالکتیک را می پذیرد چون انقلاب را موجه می سازد مثلا با ایجاد طبقه سرمایه داری ( تز ) در روند تاریخ باعث ایجاد طبقه کارگر شده ( آنتی تز) و پس از چندی تضاد بین این دو ( کا حاصل استثمار کارگر توسط سرمایه دار بوده ) باعث انقلاب و وقوع جامعه سوسیالیستی ( سنتز ) می شود .
اگر ماتریالیسم را از پرودن می پذیرد به این دلیل است که کسانی که به دین یا خدا اعتقاد دارند توانایی خود را نشناخته و مردمی نادان و فرومایه و توجیه گر شرایط بد اجتماعی و اقتصادی خود هستند ( مثلا آن را دست تقدیر می دانند و حرکتی در جهت رفع آن نمی کنند .) به همین جهت چون آگاهی ندارند خاصیت انقلابی هم ندارند و نمی توانند انقلاب کنند ( از دین مسیحیت به دلیل اینکه مردم را به صبردر برابر سختی ها وبدبختی ها دعوت میکند انتقاد می کند ).
ر مورد پیدایش انسان طرفدار سرسخت نظریه ی تکامل داروین است.
اگر نظریه اقتصاد فوئر باخ را می پذیرد می خواهد بگوید که به خاطر منافع اقتصادی است که گروهی گروه دیگر را استثمارمی کند و طبقات اجتماعی درون جامعه ایجاد می شودند و حتی همه جنگ ها را ناشی از منافع اقتصادی می داند .
او معتقد است که باید مالکیت خصوصی و نظام طبقاتی را از بین ببریم تا ظلم و جنگ نیر از بین برود .
اگر آزادی خواهی کانت را می پذیرد آن را برای جامه کمونیستی می خواهد.(جامه ی بدون دولت و نظارت حکومت - جامعه ی کمونیستی مدینه فاضله اندیشه ی او است ).

شیوه تولید :

شیوه تولید یعنی مجموع نیروی تولید + روابط تولید.
نیروی تولید یعنی ابزار تولید(دست و بازو و سنگ و فلز و چرخ در عصر کشاورزی تا دستگاه صنعتی و ... در عصر ضنعتی شدن ) و کارگر (انسانی که روی آن ابزار با تجربه ای که دارد کار می کند خواه دهقان باشد که روی زمین کار کند یا کارگر باشد که با ماشین آلات صنعتی کار کند ).
روابط تولید یعنی نحوه مالکیت فرد بر ابزار تولید ، که می تواند خصوصی یا اجتماعی باشد. ( رابطه سرمایه دار و کارگر )
وقتی که نیروی تولید به حد معینی از رشد رسید با روابط تولید تضاد ایجاد می شود و در نتیجه تضاد داخلی باعث حرکت ( اعتراض سپس انقلاب )می شود و جامعه قبلی تبدیل به یک جامعه ی جدید با ویژگی های متفاوت از قبل می شود.

مارکس جامعه ی بشری را به پنج دوره تقسیم میکند:

1- کمون اولیه(جامعه ی اشتراکی):

ابتدا مالکیت بر ابزار تولید ، عمومی بوده و هیچ کسی مالک چیزی نبوده است و هر چه بوده برای همه بوده اعم از سنگ و چوب و میوه و .... ولی بعد از مدتی با رشد ابزار تولید ( از سنگ تبدیل به آهن ) و پیدایش نیزه و تیر و کمان و ...عده ای از افراد مالک این ابزارها می شوند و در نتیجه مالکیت اعمومی ( اجتماعی ) تبدیل به مالکیت خصوصی می شود و این امکان فراهم می شود که هر کدام تک تک و جداگانه به شکار روند. در نتیجه می توانستند چندین برابر احتیاجات مورد نیاز خود را تامین کنند. پس از آن مدتی بعد افرادی پیدا می شوند که از لحاظ فکری و جسمی قوی تر بوده وعده ی دیگری از افراد را به کار واداشته و استثمار می کنند.و جامعه ی یک دست تبدیل به جامعه برده داری می شود.

2- جامعه ی برده داری:

صاحب برده میتواند او را مانند یک حیوان بخرد یا بفروشد.
در این دوره با توجه به اهلی کردن حیوانات گله داری و دامداری بوجود آمد. بعد از مدتی به دلیل کمبود علوفه برای حیوانات و حبوبات برای خود مجبور می شوند شیوه قدیم را ترک گفته و به دنبال ابزارتولید جدیدی برای تامین نیازهای خود باشند. در نتیجه با رشد ابزار تولید مانند خیش و داس و گاوآهن و.... کار بر روی زمین میسسر می شود و منجر به پیدایش نظام فئودالی( ارباب - رعیت ) می شود.

3- جامعه ی فئودالی:

در این دوره ارباب و رعیت بوجود آمد(دهقان روی زمین کار می کرد).
بعد از مدتی عده ای از افراد کیسه ای را به پشت خود یا اسب خود می انداختند و به دنبال آنچه که ندارند و مبادله با آنچه که زیاد دارند به این طرف و آنطرف می رفتند و به این تر تیب پیله وری و تجارت اختراع شد(پول هم همین موقع اختراع شد). در نتیجه وسایل و ابزارهایی برای راحتی مبادله مانند چرخ و گاری و... اختراع شد و مراکزی بوجود آمد که تجارت و مبادله در آنجا صورت می گرفت که کم کم با وسعتی که پیدا کردند تبدیل به شهر شدند و تشکیلات شهری روز به روز برای زندگی راحت و جمع آوری ثروت و اعمال قدرت مناسب تر می شد تا آنجا که علاوه بر بازرگانان و صنعتگران – صاحبان اراضی و املاک هم رو به سوی شهرها می آوردند و از طرف دیگر با توسعه ی وسائل کشاورزی مانند تراکتور و.... دیگر احتیاجی نبود که مثلا 10 نفر روی یک زمین کار کنند یک نفر بهتر و سریعتر از آنان می توانست کاری را انجام دهد. در نتیجه عده ای بی کار شدند وهجوم به سوی شهرها بردند وپیشه وری(آهنگری) را آغاز کردند درنتیجه جامعه تبدیل به سرمایه داری(بورژوازی)شد.

4- جامعه ی سرمایه داری:

با وقوع انقلاب صنعتی که به پیدایش ماشین بخار و نخ ریسی انجامید باعث رونق شهر و توسعه و تسلط صنایع ماشینی و کارخانجات بزرگ شد - در برابر به جای کارگاه های کوچک با تعداد کمی کارگر- تعداد زیادی کارگراستخدام می کرد ومزد می پرداخت وصنعت بیش از گذشته احتیاج به کارگر داشت. چون کالاها را بهتر و ارزانتر از قدیم می ساختند - پیشه وران را از بین بردند و باعث شدند که میلیون ها کارگر کارخانه های بزرگ گردهم آیند .
مارکس دراینجا بحثی را با عنوان « ارزش اضافی » مطرح می کند و به توضیح آن می پردازد :
1- کارفرما مدت کار را افزایش می دهد بدون افزایش حقوق . مثلا: کارگر به جای 8 ساعت 10 یا12 ساعت کار می کند واین سود کار اضافی را کارفرما - با عدم پرداخت دستمزد حقیقی یا عدم افزایش دستمزد - از آن خود می کند .
2- سرمایه دار کالایی را که کارگر روی آن کارکرده در بازار گرانتر و یا چند برابر قیمتی کهبرای آن خرج کرده- می فروشد که . مارکس آن را حق غضب شده کارگر می داند وباعث افزایش سرمایه ی کارفرما ( سرمایه دار ) می شود و در نتیجه این فشار و بی عدالتی- کارگران را از خود بیگانه و شئی گونه می کند.
با رشد ابزار تولید ( صنعتی شدن ) یک نفر می توانست کار 10 نفر را بهتر و بیشترانجام دهد پس تولید زیاد می شود و در نتیجه عده بیکار و بی پول می شوند و مصرف کم می شود و در نتیجه قیمت ها کاهش پیدا می کند وسرمایه داران کوچک خود به خود از بین می روند ( ورشکسته می شوند ) و تنها سرمایه داران بزرگ می مانند که ناچارند بازارهای خارجی را برای کالاهایشان دردست بگیرند که مرحله ی امپریالیسم ( آخرین مرحله ی سرمایه داران) است .با پر شدن بازارهای خارجی نظام سرمایه داری دچار تزلزل می شود . این اتفاق همراه با خود آگاهی رسیدن کارگران نسبت به وضع جامعه و آنچه بین آنان و سرمایه داران بوده است منجر به اعتراض و انقلاب کارگران می شود و نظام سرمایه داری سقوط پیدا می کند . مارکس این آگاهی کارگران صنعتی ( پرولتاریا ) و انقلاب را جبری ( یعنی در فرایند تاریخ اجتناب ناپذیر و حتمی می دانست ولی معتقد بود که انقلاب را باید با تحریکات و اقدامات سیاسی تقویت و رهبری کرد تا سریعتر به وقوع بپیوندد).

پیش بینی های مارکس:

1-در کشورهایی که به نهایت صنعتی رسیده اند این انقلاب یکباره و در یک زمان نزدیک اتفاق خواهد افتاد مانند: انگلستان ، آلمان ، فرانسه و آمریکا.
2-در این مرحله کارگران با انقلابی که علیه سرمایه داری انجام داده اند دولتی مقتدر روی کار می آید تا از این انقلاب ودستاوردهای آن در مقابل دشمنان خارجی و داخلی محافظت کند.طبقه ی سرمایه داری از بین می رود ومالکیت خصوصی ابزار تولید به دست دولت موقت سوسیالیستی میرسد (کارخانه ها ، مزارع ، زمین و جنگل و...).
3-ازبین بردن پول و بانک که وسیله ای برای استثمار است.
4-بعد از انقلاب صنعتی کردن شدید جامعه به رهبری دولت سوسیالیستی وبه کمک کارگران برای وفور نعمت اتفاق می افتد که از ویژگی های یک جامعه ی سوسیالیستی است.
بعد از جامعه ی سوسیالیستی نوبت به مرحله ی جامعه ی کمو نیستی میرسد که در آن اتفاقات زیر رخ میدهد:
1-تحلیل قوای دولت(مردم در این مرحله به چنان رشد و آگاهی رسیده اند که بدون نیاز به خشونت قواعد زندگی را رعایت کنند) اصول عشق و فداکاری برقرار خواهد شد.
2-لغو تخصص که موجب تقسیم کار و بردگی می شود.
3-بین المللی شدن کامل و عالم گیرشدن کمونیسم(جهانی شدن آن ).با جذب کارگران و اتحاد آنها بر علیه سرمایه داران.
وبه دنبال آن یکسری عوامل فرعی نیز تغییر می کند از جمله:
1- محو خانواده که اولین هسته ی مالکیت است وعاملی برای انتقال ارث از پدر به فرزند می باشد
2- با از بین رفتن خانواده زن را هم که در خانواده اسیر و برده مرد است ، از اسارت رهایی و با کار کردن در کارخانه ها با مردها برابر می شود [ ؟!!!!!!! ] و مراقبت از فرزندان به عهده ی جامعه میباشد ( مهد کودک ها و...).
2- تحلیل خود به خودی دین و رهایی از آن پس از سرکوب آن در دوران سوسیالیسم ، عموم مردم از حالت ازخود بی گانگی بیرون می آیند و به قدرت و توانایی خود درجامعه پی می برند و در نتیجه همه آزاد و برابر و در رفاه زندگی می کنند.
اما آنچه که در واقعیت اتفاق افتاد:

شعار کمونیست ها:ازهر کس به اندازه امکاناتش و به هر کس به اندازه ی نیازش.با این شعار توانستند توده ی مردم را فریب دهند ودولت موقتی را که بعد از تزار در روسیه روی کار امده بود را کنار بزنند . در واقع این انقلاب در کشوری رخ داد که بر خلاف پیش بینی مارکس صنعتی نبود بلکه کشوری در شرایط نیمه فئودالی قرار داشت بود وهمچنین چین نیز دارای همین ویژگی ( دهقانی ) بود .
1- این انقلابات در کشورهایی رخ داد که دوران فئودالی را پشت سر می گذاشتند.
2- درجامعه ی سوسیالیستی درست است که طبقه از بین رفت ولی طبقه ی جدیدی بوجود آمدبنام طبقه ی پرولتریا که نماینده آن حزب کمونیست بود که وحشیانه ترین سرکوب ودیکتاتوری را انجام میداد.
3- اختلاف کارگر ساده وماهر از بین نرفت چون این عین بی عدالتی است.
4- مالکیت خصوصی از بین رفت ولی در دست قدرتی برتر ازسرمایه دار قرار گرفت یعنی در دست دولت.
5- ابتدا پول از بین رفت و واحد روزشمار کار بنام ترود بوجود آمد ولی چون بسیار ابتدایی وساده بود وجوابگوی جامعه نبود دوباره پول روی کار آمد وبانک هم برای انتشار اسکناس روی کار آمد ودر نتیجه ی آن برقراری آزادی بازرگانی بوجود آمد.
6- دولت نه تنها از بین نرفت بلکه بر عکس کشورهای سرمایه داری روز به روز قوی تر شد.
7- در مورد خانواده با افزایش بچه های رها شده و فساد و فحشا و اینکه بیش از نیمی از ازدواج ها منجر به طلاق شد به همین علت در سال 1949 محدودیت هایی را برای طلاق وضع کردند و مردم را تشویق به تشکیل خانواده کرده و آن را مایه افتخار دانستند.
8- در زمینه وحدت جهانی با سیاست های غلط رهبران کشورهای کمونیستی تابع شوروی یکی پس از دیگری مستقل شدند مانند: یوگوسلاوی –مجارستان- چین و.... .
9- مورد آخر اینکه مردم و کارگران نه تنها آگاهی به دست نیاوردند و از خود بیگانگی بیرون نیامدند بلکه بر اثر اطاعت مطلق و بی چون و چرا از دستورات حزب کمونیست در وضعی بدتر از دوران قبل و حتی کلیسا قرار گرفتند چون که حزب هر گونه تجسس و فکر را ممنوع می کرد.( قلعه ی حیوانات نمونه ای اعتراض آمیز به این وضعیت لینی با وضعیت تداعی شده در اندیشه مارکسیست هاست).

 

مکانهای تاریخی کرج

مکانهای تاريخی

شهرستان کرج دارای آثار تاريخی فروانی است و تنها د ر ناحيه کرج مرکزی نزديک به يکصد اثر تاريخی ثبت شد ه وجود دارد.و علاوه بر آن در ناحيه اشتهارد ساوجبلاغ و شهريار  تعداد فراوانی از آثار باستانی وجود دارد که ما به شرح چند اثر تاريخی در ناحيه کرج مرکزی و معرفی نام و محل باقی آثار  مي پردازيم.

نام و مشخصات آثار ثبت شده شهرستان کرج

موقعيت اثرقدمتنام اثر
کرج - روبروي سه راه قلمستان - شهرک شهيد فهميده قاجاري آسياب برجي
کرج - آدران - ارنگه - روستاي خور - جنوب روستا قاجاري آسياب قديمي
کرج - دهستان کمال آباد - روستاي هلجرد قاجاري آسياب هلجرد
کرج - دو کيلومتري شمال گچسر اسلامي آهنين راه و پل سنگي
کرج - آدران - 7 کيلومتري جاده کرج چالوس - پل خواب - روستاي کلوان سر بنا معاصر امامزاده ابراهيم
کرج - آدران - 5 کيلومتري جاده کرج چالوس - پل خواب - روستاي ورزان بنا معاصر امامزاده ابراهيم و محمد تقي
کرج - محمد آباد - زمينهاي بنياد شهر سازي صفوي امامزاده احمد و محمود
کرج - اشتهارد - روستاي پلنگ آباد قرن هشتم امامزاده پلنگ آباد
دهستان کمال آباد - روستاي آتشگاه بنا معاصر ، عمر درخن 2000 سال امامزاده پير پيران و درخت کهن
کرج - گرمدره - کلاک بالا بنا معاصر امامزاده تقي
کرج - آدران - مرکز روستاي ارنگه قاجاري امامزاده جعفر
کرج - دهستان آدران - جنوب روستاي کندور قاجاري امامزاده چهل دختر
کرج - کيلومتر 55 جاده کرج چالوس - روستاي حسنکدر صفوي ، بنا معاصر امامزاده حسن
کرج - بلوار امامزاده حسن صفوي ، بنا معاصر امامزاده حسن
کرج - گرمدره - اول جاده قديم کرج صفوي ، بنا معاصر امامزاده حيدر 
کرج - اشتهارد - سه راه روستاي جارو قاجار ، بنا معاصر امامزاده رزاق چهار طاق ( امامزاده حبيب اله )
کرج - آدران - 7 کيلومتري جاده کرج چالوس - پل خواب - روستاي کلها صفوي ، بنا قاجاري امامزاده رضي الدين
کرج - 38 کيلومتري جاده کرج چالوس - تکيه سپهسالار اوايل اسلامي ، بنا قاجاري امامزاده سپهسالار
کرج - ابهرک - ارنگه از دهستان آدران صفوي امامزاده سليمان 
کرج - دهستان آدران - جنوب روستاي کندور قاجاري امامزاده سيد ابراهيم
کرج - آدران - روستاي گوراب ( جوراب ) ارنگه صفوي ، بنا معاصر امامزاده شاهزاده حسين
کرج - دهستان آدران - روستاي ارنگه - روستاي خور صفوي ، بنا معاصر امامزاده شاهزاده عسگري
کرج - مهرشهر صفوي ، بنا معاصر امامزاده طاهر
کرج - مهرشهر - علي آباد گوته قاجاري ، بنا معاصر امامزاده عبد اله
کرج - دهستان آدران - مرکز روستاي کندور قاجاري ، بنا معاصر امامزاده عبد له و طاهر
کرج - محمد آباد - دشت بهشت - کوچه ميثم تمار بنا معاصر امامزاده غيبي
کرج - اشتهارد - دهستان پلنگ آباد - روستاي محمد آباد قاجار ، بنا معاصر امامزاده قاسم
کرج - آدران - روستاي سيجان ارگنه صفوي ، بنا معاصر امامزاده محمد
کرج - حصارک صفوي ، بنا معاصر امامزاده محمد حصارک
کرج - آدران - 6 کيلومتري جاده کرج چالوس - شمال پل روستاي ليلستان بنا معاصر امامزاده هاشم و هارون
کرج - روستاي ميدانک - کيلومتر 60 جاده چالوس قاجاريه برج سنگي ميدانک 
کرج - اشتهارد - شهر اشتهارد - ميدان امام خميني اواخر صفوي بقعه امامزاده ام کبري و ام صغري
کرج - اشتهارد - مرکز دهستان پلنگ آباد از بخش اشتهارد صفوي بقعه امامزاده ام رحمان و امامزاده زيد ( سه گنبدان )
کرج - اشتهارد - 10 کيلومتري شرق اشتهارد و کنار جاده آسفالته کرج - اشتهارد قرن 7 و 8 و 9 هجري بقعه شاهزاده سليمان
کرج - 25 کطلومتري جنوب شرقي سد فرعي اميرکبير در حاشيه قريه گوراب آخر تيموري بقعه و درختان کهنسال شاهزاده حسين گوراب
کرج - مدخل ورودي جاده کرج به چالوس سلجوقي پل تاريخي کرج 
کرج - اشتهارد - دهستان پلنگ آباد - روستاي محمد آباد سده 5 تا 9 ه.ق تپه امامزاده قاسم
کرج - محمد آباد - دشت بهشت - کوچه ميثم تمار تپه باستاني دشت بهشت
کرج - اشتهارد - روستاي رحمانيه ( پلنگ آباد )تاريخي ، اسلامي تپه پلنگ آباد ( تپه باستاني )
کرج - اشتهارد - روستاي خرم آباد - ضلع جنوبي روستا و کنار جاده کرج اشتهارد دوران تاريخي تا اواسط اسلامي تپه باستاني خرم آباد
کرج - شهرستانک - دو کيلومتري غرب دره گل گيله دوران تاريخي تپه شنستون
کرج - اشتهارد - روستاي  علي آباد ( شمال اشتهارد )قرن 5 تا 6 ه.ق تپه علي آباد
کرج - اشتهارد - 5 کيلومتري جنوب پليس را اشتهارد اسلامي تپه کرد چشمه
کرج - دهستان کمال آباد - 10 کيلومتري شمال قلمستان کرج - روستاي آتشگاه تاريخي ، اسلامي تپه مهدي خاني
کرج - محمد آباد - زمينهاي بنياد شهر سازي دوره اسلامي ( سده 7 و 8 و 9 ه.ق )تپه هاي امامزاده احمد و محمود
کرج - 15 کيلومتري شمال قلمستان کرج آتشگاه - روستاي حسن بد چشم تاريخي تپه هاي باستاني حسن بد چشم
کرج - اشتهارد - دهستان پلنگ آباد - روستاي کوي راشته سده هاي 5 تا 9 ه.ق تپه هاي باستاني راشته
کرج - محمد آباد - زندان قزل حصار صفوي تپه هاي قزل حصار
کرج - جاده چالوس - يک کيلومتري غرب ورودي تونل کندوان صفوي تپه هاي کندوان
کرج - آدران - کيلومتر 8 جاده چالوس - غرب روستاط کندور تاريخي ، اسلامي تپه هاي کندور
کرج - مهرشهر - انتهاي خيابان دهم گلستانک - کوچه ميثم تمار تاريخي ، اسلامي تپه هاي گلستانک
کرج - اشتهارد - روستاي مراد تپه پيش از تاريخ - تاريخي ، اسلامي تپه هاي مراد تپه
کرج - مهرشهر - جنوب مهرشهر - انتهاي خيابان بوستان - روستاي حسين آباد هزاره سوم و چهارم ق.م تپه باستاني آق تپه
کرج - 11 کيلومتري غربي کرج - ماهدشت ( مرد آباد ) انتهاي خيابان نصر از هزاره پنجم تا سوم ق.م تپه باستاني مرد آباد 
کرج - دهستان آدران - روستاي ارنگه - روستاي خور صفوي تپه تله اسکي
کرج - دهستان آدران - روستاي ارنگه - روستاي خور صفوي تپه دزد بر
کرج - اشتهارد - دهستان پلنگ آباد - روستاي کوي راشته800 ساله چنار حصار
کرج - اشتهارد - ميدان امام خميني ( ره )قاجاريه حسينيه سياديه
کرج - اول جاده چالوس - روستاي بيلغمان صفوي ، قاجاري حمام بيلغمان
کرج - مرکز شهر کرج - محله قدطمي مصباح اوايل قاجاري حمام مصباح 
کرج - دهستان کمال آباد - روستاي هلجرد صفوي ، قاجاري حمام هلجرد
کرج - آدران - روستاي گوراب ( جوراب ) ارنگه عمر 800 سال درخت امامزاده
کرج - روستاي حصار - خط يک حصار عمر 800 سال درخت چهار کهن حصار
کرج - دهستان کمال آباد - روستاي هلجرد عمر 800 سال درخت چهار کهن هلجرد
کرج - گوهردشت - بلوار اصلي گوهردشت عمر 1300 سال درخت سرو کهن
کرج - دهستان آدران - مرکز روستاي نوجان  ( کيلومتر 3 جاده کرج چالوس )عمر 800 سال درخت قديمي
کرج - دهستان نساء - روستاي ولايت رود عمر 800 سال درختهاي کهن آقادار
کرج - 4 کيلومتري غرب گچسر دوره دوم زمين شناسي غار يخ مراد
کرج - آسارا - کيلومتر 36 جاده کرج چالوس دوران دوم زمين شناسي غارهاي ري زمين و سيراچال
کرج - دهستان آدران - غرب روستاي ارگنه - کيلومتر 15 جاده کرج چالوس از صفوي تا کنون قبرستان قديمي
کرج - دهستان آدران - مرکز روستاط کندور از صفوي تا کنون قبرستان قديمي
کرج - دهستان آدران - ابهرک - ارنگه تاريخي قبرستان گبري کچان 
کرج - دهستان کمال آباد - روستاي هلجرد تاريخي ، اسلامي قبرستان هلجرد
کرج - دهستان نساء - روستاي ولايت رودقاجاري ، بنا معاصر قدمتگاه آقا سيد علاء الدين 
کرج - مهرشهر کرج - علي آباد گوته پيش از تاريخ - تاريخي ، اسلامي قشلاق تپه ( اوج تپه )
کرج - اشتهارد - 5 کيلومتري جنوب مختار آباد سده هاي 5 تا 9 ه.ق قلعه ( بز قلعه )
کرج - اشتهارد - دهستان پلنگ آباد - روستاي کوي راشته صفوي ، قاجاري قلعه اربابي
کرج - اشتهارد - روستاي رحمانيه ( پلنگ آباد )صفوي ، قاجاري قلعه پلنگ آباد
کرج - نساء - بالاي تونل تنگ گسيل - کيلومتر 51 جاده کرج چالوس قرن 6 تا 8 ه.ق قلعه تنگ گسيل
کرج - محمد آباد - روستاي حسين آباد صفوي ، قاجاري قلعه حيدر آباد
کرج - شهرستانک - شمال دره گل گيله - نوک قلعه شهرستانک قرن 6 تا 8 ه.ق قلعه دزد بند
کرج - گرمدره - کلاک بالا قاجاري قلعه روستاي کلاک
کرج - آسارا - کيلومتر 36 جاده کرج چالوس قرن 6 تا 8 ه.ق قلعه ري زمين
کرج - دهستان آدران - بالاي صخره ها - مشرف به غرب کرج قرن 6 تا 8 ه.ق قلعه شاه دژ ( شاه دزد )
کرج - انتهاي حد غربي پل جديد و پل قديمي قاجاري قلعه صمصام
کرج - اشتهارد - روستاي قزل حصار قاجاري قلعه قزل حصار
کرج - گرمدره - کلاک بالا قرن 6 تا 8 ه.ق قلعه کلاک
کرج - محل فعلي کتابخانه دانشکذه کشاورزي کرج قاجاري کاخ سليمانيه
کرج - شهرستانک - کنار جاده کرج چالوس قاجاريه کاخ شهرستانک
کرج - گچسر رضا شاهي کاخ گچسر
کرج - مهرشهر دوره پهلوي کاخ مرواريد ( شمس ) 
کرج - مرکز شهرستان کرج صفوي کاروانسراي شاه عباسی کرج
کرج - جاده چالوس - يک کيلومتري غرب ورودي تونل کندوان قاجاري کاروانسراي کندوان
کرج - اول جاده چالوس - روستاي بيلغمان صفوط ، قاجاري کوره آجر پزي
کرج - 3 کيلومتري جنوب گچسر قاجاري به بعد کوره هاي گچ پزي گچسر
کرج - دهستان آدران - روستاي ارنگه - روستاي خور قاجاري مسجد جامع