پیشینه شهر سلماس

پیشینهٔ تاریخی

از دیدگاه تاریخی، دیرینگی این شهر به دوران اورارتویی (هزاره پیش از میلاد) باز می‌گردد. سلماس پایتخت دوم حکومت اورارتوییان بود که نام باستانی آن اولهو (=اولخو) بود.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۰۹ خورشیدی زمین‌لرزه‌ای به مقیاس ۷ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده می‌شد ویران می‌کند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانه‌های دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا می‌شود و نام شاپور به خود می‌گیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا می‌کند.

اطلاعات کلی
نام رسمی: سلماس
کشور: ایران 
استان: آذربایجان غربی
شهرستان: سلماس
 
بخش: سلماس
 
نام محلی: سلماس
 
نام‌های قدیمی: شاپور، دیلْمان، دیلمَقان
 
سلماس
 
مردم
 
جمعیت 150٬256
 
زبان‌های گفتاری: ترکی آذربایجانی
 
مذهب: مسلمان شيعه
 
جغرافیای طبیعی
 
ارتفاع از سطح دریا: ۱۳۹۶ متر
 
اطلاعات شهری
 
ره‌آورد: نقل٬عرق بیدمشک٬فرش٬گليم،سیب
  

سلماس یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان سلماس است. این شهر در زمان دودمان پهلوی «شاپور» نامیده می‌شد.
 

 

تاریخ سیاسی
این شهر در دوران مشروطه یکی از مراکز اصلی فعالیت مشروطه خواهان بوده‌است و شخصیت‌هایی چون حیدر خان عمواوغلی(کمونیست) طراح اقدامات راهگشا درانقلاب مشروطیت در تهران و تبریز ازجمله طراح ترورهای امین السلطان و محمدعلی شاه و شجاع الدوله مراغه‌ای، سعید سلماسی و... از مشروطه خواهان بنام کشور از این شهرستان بودند. سلماسی ها از دیرباز نقش عمده‌ای در تحولات کشور داشته‌اند، سلماس یکی از معدود شهرهای آذربایجان بود که همه ساکنان آن مشروطیت را قبول داشته و شهیدانی همچون حیدرخان عمواوغلی(کمونیست) و سعید سلماسی از پیشتازان جنبش مشروطه ایران بوده‌اند.

اقتصاد شهر
با بررسي هريك از مناطق و شهرستان هاي استان آذربايجان غربي به اقتصاد تاثير گذار شهرستان مرزي سلماس در استان آذربايجان غربي مي رسيم . با تجزيه وتحليل هر يك از عوامل تاثير گذار بر اقتصاد استان به عواملي چون : همجواري اين شهرستان با كشور تركيه ( اروپا ) ، راه ارتباطي از طريق راه آهن رازي سلماس و وجود خاك حاصل خيز در دشت سلماس ، كم مسافت ترين راه مركز استان آذربايجان غربي با مركز استان آذربايجان شرقي كه در پايين به بررسي هر يك از اين عوامل به طور مختصر مي پردازيم . 1. وجود 64 كيلومتر مرز مشترك با كشور تركيه و فاصله كم با مرز با عث تبادل غير قانوني كالا گرديده است كه براي حل اين مشكل دولت به فكر ايجاد منطقه آزاد تجاري بوده كه از سال 1375 تا به حال شاهد راه اندازي آن نبوديم . 2. افتتاح بازارچه مرزي كوزه رش يكي از عوامل تاثير گذار در جذب بيكاران و جذب سرمايه از كشور هاي خارج مي باشد كه ده‌ها سال است شاهد وعده ي راه اندازي و افتتاح آن هستيم . 3. با توجه به اين كه آخرين ايستگاه راه آهن جمهوري اسلامي ايران در شهرستان سلماس قرار دارد و تنها مسير ريلي و مواصلاتي كشور ايران با اروپا مي باشد ايستگاه مذكور نياز مند افتتاح و راه اندازي شعبه گمرگ و امكانات رفاهي و برقي كردن مسير ريلي سلماس تبريز مي باشد كه تا به حال اقدام اساسي صورت نگرفته است . 4. وجود خاك حاصل خيز و آب مناسب براي كشاورزي و توليد ميوه هاي صادراتي مانند سيب – هويج -گندم منطقه را براي ايجاد كارخانه هايي همچون آرد سازي ، كنسانتره و كارخانه هاي بسته بندي استاندارد مهيا نموده است . 5. گسترش امور دامي و دام پروري و دارا بودن شير مرغوب دراستان مسئولين و سرمايه گذاران را به ايجاد مراكز كشت و صنعت در سلماس ترغيب مي كند . 6. با افتتاح پل شهيد كلانتري اقتصاد شهر سلماس با سوالاتي رو به رو مي شود . نظير ، آيا مسافران اروميه تهران و بالعكس از مسير سلماس مسافرت مي كنند ؟ جواب اين سوال واضح و روشن است نخير . شايد صرفه جويي در مصرف انرژي و وقت مهمترين جواب اين سوال مي باشد . 7. وجود هنر هاي همچون قالي بافي در منطقه سلماس يكي ديگر از عوامل مي باشد نوشته علي اسماعيلي


مشاهير
ميرزا سعيد سلماسي ( 1265 سلماس - 1287 خوي ) مبارز و مشروطه خواه

جعفر سلماسي ( 1290 كاظمين - 1379 تهران )اولين مدال آور تاريخ ورزش ايران در المپيك 1948 لندن و اولين دوره بازي هاي آسيايي دهلي نو در سال 1951

حسين صدقياني ( 1281 سلماس - 1260 ) پدر فوتبال ايران

كاظم رجوي ديلمقاني (1286 ديلمقان - 1375 تهران ) شاعر

خانم نيمتاج لكستاني (1285 ق لكستان سلماس -1368 تهران ) شاعر

حاجي پيشنماز سلماسي با نام واقعي عبدالكريم از علماي برجسته دوره مشروطه

اسد اله احمدزاده دهقان نويسنده و آزادي خواه دوره مشروطه كتاب وي درباره علما و فضلا سلماس هرگز چاپ نشد.

ميرزا محمود غني زاده آزادي خواه دوره مشروطه صاحب روزنامه هاي بوقلمون و سهند و از نزديكان ستارخان سردار ملي

پرويز خان صدقياني ملقب به صفر العارفين از عرفاي سلسله ذهبيه در 1336 قمري در خوي وفات يافت.

ابراهيم خان امين السلطان پسر زال جزو رجال دربار قاجار

ميرزا رسول صدقياني از بزرگان مشروطيت آذربايجان و عضو انجمن غيبي تبريز كه هدايت مشروطه را بر عهده داشتند.

حيدرخان عمواوغلي اولين مهندس برق ايران و باني سيستم چراغاني بارگاه امام رضا و مشروطه خواه

نصر الله مسلميان متولد 1332 سلماس هنرمند و داراي جوايز بين الملي در زمينه نقاشي

شهرام اسدي كارگردان، فيلم روز واقعه به كارگرداني او در 1368 ساخته شده است.


روستاها
آبگرم
آخته خانه
اخیان
اشناک
آقا اسماعیل
آغ بلاغ
آق‌زیارت
اوربان
باغچه جیک
برگشاد
پکاجیک
تمر
چیچک
حبشی
حمزه کندی
خان تختی
درشک
دلزی
دوستان
زیندشت
سرای ملک
سرنق
سلطان احمد
سوره
سیلاب
شکریازی
شورگل
شیره کی
شیروان
صدقیان
قره قشلاق
کانیان
کلشان
کنگرلو
گلعذان
کوزه رش
گولان
مافی کندی
ملحم
میناس
هفتوان
هشتراک
هودر
وردان
هرکیان
یالقوز آغاج
یوشانلو

جاذبه‌های گردشگری
مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری شهرستان سلماس؛

ساحل تفریحی و گردشی دریاچه ارومیه
امامزاده كهنه شهر
آبشار خورخورا
کلیساهای هفتوان
خسروا
قلعه چهریق
قلعه قارنی‌یاریق
دره زولا چای
تالاب چیچک
تالاب آق زیارت
دره تمر
آب گرم ایسی‌سو
سنگ نگاره خان‌تختی
تپه اهرنجان که قدمت نه هزار ساله دارد
قلعه کوراوغلو هدر
تپه مغانجوق

 

Gps چیست

Gps چیست؟

جی‌پی‌اس (GPS: Global Positioning System) سیستم موقعیت یاب جهانی منظومه‌ای از ۲۴ ماهواره است که زمین را دور می‌زند و در هر مدار ۴ ماهواره قرار دارد و توسط وزارت دفاع ایالات متحده پشتیبانی می‌شود. راکت‌های کوچکی نیز ماهواره‌ها را در مسیر صحیح نگاه می‌دارد. به این ماهواره‌ها نوستار (NAVSTAR) نیز گفته می‌شود. جهت شناسایی موقعیت جغرافیایی آنها بین ۱۰ تا ۱۰۰ متر امکان‌پذیر می‌سازد. این ماهواره‌ها از محاسبات ریاضی ساده‌ای برای پخش اطلاعات استفاده می‌کنند که به عنوان طول و عرض و ارتفاع جغرافیایی، توسط گیرنده‌های زمین ترجمه شده‌اند. جی‌پی‌اس در تمام شرایط به‏صورت ۲۴ ساعت در شبانه‏روز و در تمام دنیا قابل استفاده است، و هیچ‏گونه بهایی بابت این خدمات اخذ نمی‌شود. ماهواره‌های جی‌پی‌اس، هر روز دو بار در یک مدار دقیق دور زمین می‌گردند و سیگنال‌های حاوی اطلاعات را به زمین می‌فرستند.

با توجه به نزول شدید بهای گیرنده‌های این سیستم و افزایش امکانات آنها، این فناوری در آینده نزدیک بیش از پیش در اختیار همگان قرار خواهد گرفت.

 

جی پی اس چگونه کار می کند؟

ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار بدور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های GPS این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی، محل دقیق گیرنده را نسبت به زمین محاسبه می کنند. در واقع گیرنده زمان ارسال سیگنال توسط ماهواره را با زمان دریافت آن مقایسه می کند. از اختلاف این دو زمان فاصله گیرنده از ماهواره تعیین می گردد. حال این عمل را با داده های دریافتی از چند ماهواره دیگر تکرار می کند و بدین ترتیب محل دقیق گیرنده را با اختلافی ناچیز ، معین می کند .

گیرنده به دریافت اطلاعات همزمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی، و همچنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی – ارتفاع-  نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت(قطب نما)، مسیرپیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطلاعات مفید دیگر، می نماید.

 

مفهوم‌ پست‌ مدرنيسم‌

 مفهوم‌ پست‌ مدرنيسم‌
امروزه‌ بعد از فروپاشي‌ اردوگاه‌ كمونيسم‌ حركت‌ جديدي‌ عليه‌ آزادي‌ و عقل‌ در جريان‌ است‌ كه‌ اين‌ ديدگاه‌، نه‌ تنها در هنر معماري‌ و ادبيات‌ بلكه‌ به‌ علومي‌ نظير حقوق‌، اخلاق‌، سياست‌، جامعه‌شناسي‌ و اقتصاد نيز سرايت‌ كرده‌ است‌. از لحاظ‌ لغوي‌ Post بيشتر تداوم‌ جرياني‌ را ثابت‌ مي‌كند، و پست‌ مدرنيسم‌ به‌ معناي‌ پايان‌ مدرنيسم‌ نيست‌، بلكه‌ نقد مدرنيسم‌ و تداوم‌

جريان‌ مدرنيسم‌ مي‌باشد. اين‌ اصطلاح‌ در زبان‌ فارسي‌ به‌ فرانوگرايي‌، يسانوگرايي‌، پسامدرنيسم‌ و فرامدرنيسم‌ و... ترجمه‌ شده‌ است‌. از اصطلاح‌ پسامدرنيسم‌ در تاريخ‌ ادبيات‌ اسپانيا، پيش‌ از جنگ‌ جهاني‌ اول‌ و در تاريخ‌ ادبي‌ آمريكاي‌ لاتين‌ در سالهاي‌ ميان‌ دو جنگ‌ جهاني‌ استفاده‌ شده‌ است‌.
در واقع‌ پسامدرن‌ بيانگر همان‌ پرسشهاي‌ اصلي‌ مدرنيسم‌ است‌، با اين‌ تفاوت‌ كه‌ اين‌ بار پرسشها به‌ گونه‌اي‌ آگاهانه‌ مطرح‌ مي‌شود. ديگر اينكه‌ مفهوم‌ پست‌ مدرنيسم‌ را نبايد با جامعه‌ فرامدرن‌ و فراصنعتي‌ (Post-industrial society) خلط‌ كرد. (Post-industrial society) جامعه‌ فراصنعتي‌ نخستين‌ بار به‌ وسيله‌ دانيل‌ بل‌ در كتاب‌ او به‌ نام‌ (The comial of Post-idustrial society) در سال‌ 1974 براي‌ توصيف‌ تغييرات‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ اواخر قرن‌ بيستم‌ بسط‌ و گسترش‌ يافت‌. قبل‌ از بررسي‌ ويژگيهاي‌ جامعه‌ فراصنعتي‌ ابتدا ويژگيهاي‌ يك‌ جامعه‌ صنعتي‌ را بيان‌ مي‌نماييم‌. ويژگيها و خصلتهاي‌ يك‌ جامعه‌ صنعتي‌ عبارت‌ است‌ از:
به‌ وجود آمدن‌ دولتهاي‌ ملي‌ منسجمي‌ كه‌ از تجانس‌ قومي‌ و فرهنگي‌ برخوردارند و در حول‌ فرهنگ‌ و زبان‌ مشترك‌ سازمان‌ يافته‌اند؛
تجارتي‌ شدن‌ توليد؛
 سيطره‌ توليد ماشيني‌ و سازمان‌ يافتن‌ توليد در كارخانه‌؛
شهري‌ شدن‌ جامعه‌؛
رشد همگاني‌ سواد و تحصيلات‌؛
 به‌ كار بستن‌ علم‌ در كليه‌ عرصه‌هاي‌ زندگي‌ و عقلاني‌ شدن‌ تدريجي‌ حيات‌ اجتماعي‌؛
برخوردار شدن‌ مردم‌ از حق‌ رأي‌ و شركت‌ در انتخابات‌ و نهادي‌ شدن‌ امور و فعاليتهاي‌ سياسي‌ در حول‌ احزاب‌ سياسي‌ و جامعه‌ فراصنعتي‌ در اقتصاد به‌ صورت‌ افول‌ توليد كالا و ساخت‌ مصنوعات‌ و جايگزين‌ شدن‌ آن‌ به‌ وسيله‌ خدمات‌ انعكاس‌ يافته‌ است‌.
از ويژگيهاي‌ جوامع‌ فوق‌ صنعتي‌، اقتصاد مبتني‌ بر دانش‌ و كارگران‌ تحصيل‌ كرده‌ مي‌باشد كه‌ عنصر اصلي‌ نيروي‌ انساني‌ است‌.
همچنين‌ مباحثي‌ را كه‌ آلوين‌ تافلر درمورد تحولات‌ تكنولوژيك‌ مطرح‌ كرده‌ است‌، نبايد به‌ عنوان‌ بحثي‌ در پست‌ مدرنيسم‌ تلقي‌ نماييم‌ و معناي‌ پست‌ مدرنيسم‌ را بايستي‌ بيشتر در جريانات‌ فكري‌ اواخر قرن‌ بيستم‌ جستجو كرد. نه‌ در تحولاتي‌ كه‌ از لحاظ‌ تكنولوژيك‌ پيدا شده‌ است‌ كه‌ البته‌ مفهوم‌ عاميانه‌ از پست‌ مدرنيسم‌ بعضاً منجر به‌ پيدايش‌ چنين‌ تلقياتي‌ شده‌ است‌. تافلر معتقد است‌ كه‌ جهان‌ سه‌ موج‌ مدرنيزاسيون‌ را طي‌ كرده‌ است‌ و الان‌ در آستانه‌ موج‌ سوم‌ هستيم‌. كتاب‌ «جابجايي‌ در قدرت‌» او درمورد ساخت‌ قدرت‌ و دولت‌ در موج‌ سوم‌ است‌؛ او معتقد است‌ تضادهاي‌ جهان‌ معاصر ناشي‌ از تضادهاي‌ سه‌ موج‌ نوسازي‌ است‌ و تلاش‌ كشورها براي‌ توسعه‌ چيزي‌ نيست‌، جز گذار از يك‌ موج‌ به‌ موج‌ ديگر. پس‌ بحث‌ تافلر بحث‌ مدرنيستي‌ است‌ نه‌ پست‌مدرنيستي‌.
ويژگيها و خصوصيات‌ پست‌ مدرنيسم‌
در رابطه‌ با اينكه‌ پست‌ مدرنيسم‌ چه‌ مشخصات‌ و ويژگيهايي‌ دارد توافقي‌ وجود ندارد. براي‌ نمونه‌ ليوتار معتقد است‌ پست‌ مدرن‌، عصر تشكيك‌ يا مردن‌ تعاريف‌ منطقي‌ است‌ و اين‌ تشكيك‌ به‌ طور حتم‌ از پيشرفت‌ علوم‌ حاصل‌ شده‌ است‌. براي‌ مثال‌ ليوتار مطرح‌ مي‌كند كه‌ توجه‌ به‌ موسيقي‌ راك‌، تماشاي‌ برنامه‌هاي‌ غربي‌، خوردن‌ غداي‌ مك‌ دونالد، جورابهاي‌ ژاپني‌، لباسهاي‌ هنگ‌كنگي‌، بازيهاي‌ تلويزيوني‌ را مي‌توان‌ در فرهنگ‌ معاصر بيان‌ نمود. به‌ طور خلاصه‌ مي‌توان‌ نظريات‌ و انديشه‌ سياسي‌ ليوتار را اين‌گونه‌ خلاصه‌ نمود.
 به‌ پايان‌ رسيدن‌ عصر ساختن‌ تئوري‌ يا تئوريهاي‌ كلان‌ در باب‌ سياست‌ و جامعه‌؛
 عدم‌ دسترسي‌ به‌ يك‌ تئوري‌ مطلق‌گرايي‌ اخلاقي‌ و ارزشي‌؛
شكاكيت‌ اخلاقي‌ (moral skepticism) نهايتاً به‌ يك‌ جهان‌ اعتباري‌ و اعتبارگرايي‌ ختم‌ خواهدشد؛
 اهميت‌ فوق‌العاده‌ به‌ معنا و جهانِ معنا دادن‌ و خصوصي‌ و شخصي‌ كردن‌ معنا.
و يا جمسون‌ معتقد است‌ عوامل‌ پيدايش‌ پست‌ مدرن‌ عبارتنداز: 1- از بين‌ رفتن‌ عمق‌ و ضعفهاي‌ نگرشي‌ نسبت‌ به‌ تاريخ‌. 2- خمود عاطفي‌ كه‌ در عصر پست‌ مدرن‌ اتفاق‌ افتاد.
تري‌ ايگلتون‌ نيز دوران‌ پست‌ مدرن‌ را عصر فك‌ استقلال‌ ذاتي‌ از هنرها و فنون‌ پايه‌ و نيز عصر از بين‌ رفتن‌ مرزها بين‌ فرهنگ‌ و جامعه‌ سياسي‌ مي‌داند.
بايد توجه‌ داشت‌ زمينه‌هايي‌ كه‌ واژه‌ پست‌ مدرنيسم‌ به‌ كار رفته‌ بسيار چشمگير و درخور توجه‌ است‌ كه‌ مي‌توان‌ به‌ موارد زير اشاره‌ كرد:
موزيك‌ استاك‌ هازن‌، هالي‌وي‌، لوري‌ آندرسون‌ و ترديسي‌
 هنر ماخ‌، راوشن‌ برگ‌ و باسيلنز
 رمان‌ بارث‌، بالارد و داكترو
فيلم‌  فيلمهاي‌ (wether by) ، (The wedding)  (Body Heat)
 عكاسي‌ شرمان‌، لوين‌، پرنيس‌
 معماري‌ خبگز، بولين‌
 ادبيات‌ (اسپانوس‌، حسن‌، فيلور
فلسفه‌ ليوتار، دريدا، بادريلارد و ريچارد رورتي‌
 انسان‌شناسي‌ كليفورد، ماركوز و تايلر
 جامعه‌شناسي‌ دنزين‌
 جغرافي‌ (soja)
شايد بتوان‌ به‌ طور فهرست‌وار ويژگيها و خصوصيات‌ ذيل‌ را براي‌ پست‌ مدرنيسم‌ بيان‌ نمود:
 در روان‌شناسي‌ منكر فاعل‌ عاقل‌ و منطقي‌؛
 نفي‌ دولت‌ به‌ عنوان‌ سمبل‌ هويت‌ ملي‌؛
 نفي‌ ساختارهاي‌ حزب‌ و اعمال‌ سياسي‌ آنها؛
 به‌ عنوان‌ كانالهاي‌ يگانگي‌ و تصورات‌ جمعي‌؛
 ترفيع‌ و ترويج‌ نسبي‌ بودن‌ اخلاقيات‌؛
 مخالفت‌ با قدرت‌ يابي‌ سياسي‌ دولت‌ متمركز مدرن‌؛
 مخالفت‌ با رشد اقتصادي‌ به‌ بهاي‌ ويراني‌ محيط‌ زيست‌؛
 مخالفت‌ با حل‌ شدن‌ خرده‌ فرهنگها در فرهنگ‌ مسلط‌؛
مخالفت‌ با نژادپرستي‌؛
مخالفت‌ با نظرات‌ بوروكراتيك‌ بر توليد؛
زير سؤال‌ بردن‌ همه‌ برداشتهاي‌ اساسي‌ مورد قبول‌ اجتماع‌؛
 شك‌ نسبت‌ به‌ عقل‌ انسان‌ و ردّ عقل‌گرايي‌ و طغيان‌ همه‌ جانبه‌ عليه‌ روشنگري‌؛
 مخالف‌ برنامه‌ريزي‌ سنجيده‌ و متمركز با تكيه‌ بر متخصصان‌؛
 به‌ رسميت‌ شناختن‌ نسبيت‌گرايي‌ (relativism) ؛
 اعتقاد به‌ پايان‌ يافتن‌ مبارزه‌ طبقه‌ كارگر و مستحيل‌ شدن‌ آن‌ در دل‌ نظام‌ سرمايه‌داري‌
 اعلام‌ ورود به‌ يك‌ دوره‌ جديد فراتاريخي‌.
از نقطه‌ نظر شناخت‌شناسي‌ نگاه‌ پست‌ مدرنيستها نگاهي‌ هرمنوتيك‌ و تفهمي‌ است‌. يكي‌ از برجستگان‌ اين‌ تفكر هانس‌ گئورگ‌ گادامر مي‌باشد كه‌ نظريات‌ خود را در كتاب‌ حقيقت‌ و روش‌ (warheit and Methode) بيان‌ نموده‌ است‌ او قصد دارد؛ با استفاده‌ از هستي‌شناسي‌ هيدگري‌ بار ديگر پرسش‌ علوم‌ انساني‌ را مطرح‌ سازد. او فاصله‌گذاري‌ بيگانه‌ساز (Alienating distanciation) را پيش‌فرض‌ اصلي‌ علوم‌ انساني‌ مي‌داند. اين‌ فاصله‌گذاري‌ ذهنيت‌ جديد براساس‌ تقابل‌ ذهن‌ و عين‌ يا سوبژه‌ و اوبژه‌ قرار دارد؛ او بحث‌ فاصله‌گذاري‌ را در سه‌ قلمرو زيبايي‌شناسي‌، تاريخي‌ و زبان‌ بسط‌ مي‌دهد. به‌ طور كلي‌ فلسفه‌ گادامر معرف‌ تركيب‌ دو جريان‌ يا دو حركت‌ است‌ كه‌ ما آنها را تحت‌ عنوان‌ حركت‌ از هرمنوتيك‌ خاص‌ (Regional) به‌ هرمنوتيك‌ عام‌ (General) و حركت‌ از معرفت‌شناسي‌ علوم‌ انساني‌ به‌ هستي‌شناسي‌ توصيف‌ مي‌كنيم‌. اگر در بحث‌ مدرنيسم‌، پوزيتيويسم‌ را به‌ عنوان‌ متدلوژي‌ مدرنيسم‌ بيان‌ كنيم‌ شايد بتوان‌ رويكرد هرمنوتيك‌ را در مقابل‌ پوزيتيويسم‌ به‌ عنوان‌ متدلوژي‌ پست‌مدرنيسم‌ مطرح‌ كنيم‌. البته‌ رويكرد هرمنوتيك‌ تاريخي‌ طولاني‌ دارد و ريشه‌ در مسائلي‌ دارد كه‌ با تفاسير انجيلي‌ ارتباط‌ داشته‌اند و مي‌توان‌ اين‌ موضوع‌ را در آثار كساني‌ همچون‌ دبليوديلتاي‌ و ويندلباند (windelband) و كارل‌ مانهايم‌ و يا ريكرت‌ (Rickert) مشاهده‌ كرد. به‌ طور كلي‌ تحقيق‌ تفسيري‌ يا تأويل‌ متن‌ بخشي‌ از انتقاداتي‌ است‌ كه‌ از پوزيتيويسم‌ در جامعه‌شناسي‌ صورت‌ گرفته‌ است‌.

ارسطو

ارسطو

ارسطو به سال 385 قبل از میلاد در استاگیرا (Stagire)، یکی از بلاد واقعه در ساحل شمالی بحرالجزایر و مشرق خالکیدیکه (Chalcidique) تولد یافت. پدرش طبیب بود و در عهد خردسالی فرزند از جهان رفت و ارسطو به همین سبب به درک تعلیم و تربیت پدر نایل نیامد. در سال 367 به حوزه افلاطون پیوست و چندین سال در این حوزه روزگار گذاشت. در موقع مرگ استاد با کسنکراتس و سایر شاگردان در شهر آسُس (Assos) واقع در ناحیه ایولیس (Eolide) در نزد هرمیاس (Hermias) جبار بود و چندین سال در همان جا به سر برد. در این مدت از تجارت سیاسی هرمیاس و تدابیری که این شخص برای حفظ فرمان روائی خود در میان دو حکومت مقتدر آن روزگار، مقدونیّه و ایران، به کار می بست بی بهره نماند. در سال 343 ق.م. در شهر میتیلینی (Mitylene) واقع در جزیره لسبس (Lesbos) بود و از همان محل به دربار فیلیپس (Philippe) پادشاه مقدونیّه احضار شد تا در شهر پلا (Pella) پایتخت این پادشاه به ترتیب فرزند نورسته وی اسکندر بپردازد. در بین مقدونیان دوستان مقتدری مانند آنتیپاتر به دست آورد و خواهر زاده او کالیستنس در سلک دوستان اسکندر درآمد و سرانجام جان خود را در این راه از دست داد. در سال 335 به آتن بازگشت. ملّیّون (به اصطلاح متداول امروز) آتن هرچند پس از انقراض سیاسی مدینه خود ملزم به حفظ سکوت بودند هنوز دوام داشتند اینان ارسطو را بیگانه ای هوادار مقدونیّه می شمردند. ارسطو در این شهر به آکادمیا باز نگشت بلکه خود حوزه جدیدی در لوکاین (Lycee) بنیان گذاشت و مدت سیزده سال در آن به تعلیم پرداخت. در سال 323 ق.م. که مرگ اسکندر واقع شد ملیون آتن که دموستنس(Demosthene) پیشوای آنان بود ارسطو را به ترک این شهر واداشتند. او به شهر خالکیس (Chalcis) واقع در جزیره ابویا (Eubee) رفت و در ملکی که از مادر خود به ارث برده بود سکونت جست، تا در سنه 322 ق.م. در شصت و سه سالگی در همان جزیره بدرود حیات گفت. سیرت ارسطو با افلاطون بسیار تفاوت داشت. برخلاف افلاطون اهل آتن و از عائله اشراف نبود. چندان به سیاست تعلق خاطر نداشت تا حکمت را از حکومت نتواند جدا سازد. اهل تحقیق بود و از مشاغل مدنی اعتزال می  جست تا به مطالعات نظری اشتغال یابد. اگر توجّهی به سیاست داشت از این لحاظ بود که امور سیاسی را مورد تفحّص علمی و تاریخی قرار دهد نه اینکه در عمل بدان بپردازد. از افلاطون جز آثاری که برای استفاده عامه تحریر یافته است چیزی به دست نیست و تعالیم درسی او از میان رفته است برعکس، از آثاری که ارسطو برای عامّه مردم نگاشته است جز قطعات معدود در دست نیست و آنچه از او به ما رسیده است یا تقریرات درسی او در لوکاین است، یا مطالبی است که به قصد تدریس در آسس پیش از آن که تربیت اسکندر را تعهد کند فراهم آورده است و از آنگونه یادداشتهاست که استادان برای مراجعه شخص خود آماده می سازند بی آنکه از لحاظ ادبی تهذیب کنند، و گاه به منزله ثبت نکات و علائمی است که با رجوع بدانها بتوان به بسط کلام و تقریر شفاهی پرداخت. و نیز می توان تصور کرد که در حین انتشار این آثار پس از مرگ ارسطو قطعاتی از آثار شاگردان وی نیز در آنها راه یافته باشد.
• نگاهی به آثار ارسطو

آثار ارسطو را می توان بدین شرح تقسیم کرد:
1- آثار عهد شباب ارسطو که به قصد انتشار در بین عامّه مردم نگاشته و خود او آنها را آثار عمومی یا خارجی (Exoterique در مقابل آثار سماعی (Exoterique). اصطلاح عمومی مأخوذ از مرحوم فروغی است که در صفحه آخر دیباچه خود بر ترجمه فن سماع طبیعی از فنون طبیعیات شفای ابن سینا آورده است) نامیده است و به صورت محاوراتی بوده که بنا به شهادت چیچرو در اوج بلاغت قرار داشته است. از این آثار غیر از قطعاتی که روز (V.Rose) آنها را جمع آورده چیزی نمانده است و آنها عبارت است از ادُمُس (Eudeme) که محاوره-ایست درباره خلود نفس؛ رساله ای در تحریض به فلسفه (Protreptique) خطاب به تمیزُن (Themison) شاهزاده ای از قبرس که شاید گفتار دِمُناکُس (A.Demonakos) یکی از شاگردان ایسُکراتِس در جواب او بوده باشد، ومصنّف این گفتار از کسانی که به تحقیقات نظری بدون عرض انتفاعی می پردازند و از تعهد اعمال و اشغال روی بر
می گردانند شکوه رانده  است؛ سرانجام از رساله فلسفه (De la philosophie) یا «درباره خیر» (Du bien) نام می بریم که نگارش آن در زمانی بوده که ارسطو از حوزه افلاطون خارج شده است. در این کتاب بعد از ذکر تاریخ مختصری از سیر تفکر فلسفی به انتقاد نظریه مثل پرداخته و آن را با تحقیقی در الهیات و ربط مطالب آن به فلکیات به انجام رسانیده است.
2- مجموعه های آثار علمی: 
الف- مجموعه منطق که به نام ارغنون (Organon) شناخته شده و مشتمل بر قاطیغوریاس (Categories) و عبارت (De l’interpretation) (درباب قضایا) و طوبیقا (Topique) (در باب قواعد جدل) و ردّ مغالطات (Refutation des Sopismes) و آنالوطیقای اوّل (Premiers Analytiques) (در باب قواعد قیاس (Syllogisme) به طور کلی) و آنالوطیقای دوم (Seconds Andlytiques) (در باب برهان) (Demonstration) است و دو کتاب ریطوریقا (Phetorique) و بوطیقا (Poetique) در باب خطابه و شعر را نیز می توان از ضمائم آنها دانست. 
ب- مجموعه ای در فلسفه اولی به نام مابعدالطبیعه (Metaphysique) که مشتمل بر دوازده کتاب است و به ترتیب حروف الفبای یونانی مرتب شده و کتابی نیز به نامه «الف صغری» به کتاب اول آن انضمام یافته است. همه کتب این مجموعه بر نسق واحد نیست: الف صغری، که مقدمه ایست علم طبیعت را، و پاسیکلس (Pasicles) یکی از خویشان ادمس آن را نگاشته است، باید جدا از سایر اجزاء کتاب در نظر گرفته شود. کتاب دلتا (Delta) فرهنگی است مشتمل بر شرح معانی مختلف اصطلاحات فلسفی. کتاب اِتا (Eta) و زِتا (Dzeta) و شتا (That) که مجموعه آنها حاوی بحثی در باب جواهر است و کتاب یتا (Ipta) پیوسته به همین بحث و کتاب مو (Mu) از فصل اول تا فصل نهم (سطر 20 از صفحه 1086 الف) دنباله آن است. مجموعه کتب آلفا (Alpha) و بتا (Beta) و گاما (Gamma) و اپسیلن (Epsilon) و مو (Mu) (از سطر 20 صفحه 1086 الف به بعد) و نو (Nu) در زمانی قدیمتر تحریر یافته است و در آن زمان ارسطو با اینکه نظریه مثل را انتقاد می کرده هنوز جزء افلاطونیان به شمار می آمده است. کتاب کاپا (Kappa) گوئی از فصل اول تا فصل هشتم آن دفتری است که یکی از شاگردان او در همان دوره ای که مجموعه سابق تالیف شده فراهم آورده و کتب آن مجموعه را در این دفتر تلخیص کرده است. سرانجام از کتاب لاندا (Lambda) نام می بریم که بحثی در باب الهیات و جواهر است و آن را کتابی مستقل و مستغنی از کتب دیگر باید دانست (به استثنای فصل هشتم آن که تحقیق اخص درباب تعداد افلاکی است که قول بدانها برای تبیین حرکات سیّارات لازم می آید و معطوف به اقوال کالیپس (Calippe) منجّم است که در سال 330 ق.م. تقویم آتن را اصلاح کرد.) 
ج - آثار طبیعی که از جمله آنهاست: کتاب طبیعت (Physique) که قدیم ترین اجزاء آن گویا کتب اول و دوم و هفتم و هشتم باشد. کتاب آسمان که چون در بعضی از فقرات آن به محاوره ارسطو «در باب فلسفه» ارجاع می شود بی شبه تاریخ تالیف آن قدیم است. کتاب کون و فساد (De la generation et de la Corruption) کائنات جو (Meteores) که کتاب چهارم و کتاب آخر آن را مشکوک شمرده اند. کتاب حیل (Mecaniques) که بر طبق رأی کارترن (Carteron) انتساب آن را به ارسطو نمی توان صحیح دانست. 
ه - مجموعه آثار او در علم الحیوه که از لحاظ تاریخ علوم اهمیت بسیار دارد: اعضای حیوانات، تکون حیوانات، رسائل مختصری درباره راه رفتن و جنبیدن جانوران، تاریخ حیوانات. کتاب «درباره نفس» (De Anima) De lame و جزوه هائی که دنباله این کتاب است مانند حس و محسوس، حافظه، تذکار، خواب، رؤیا، درازی و کوتاهی عمر، جوانی و پیر و تنفّس جزء همین مجموعه به شمار می آید. 
و - مجموعه آثار اخلاقی و سیاسی که از جمله آنهاست: اخلاق ادمسی (Ethique a Eudeme) که اسبق این آثار و اقرب آنها به عهد افلاطون است؛ اخلاق نیقوماخس (Ethique a Nicomaque)؛ علم سیاست (Politique) که دو رأی مختلف درباره ابواب آن می توان داشت: کتابهای اتا و ثتا مشتمل بر نظریّه ای درباره دولتی است که مطابق با کمال مطلوب باشد، کتابهای دلتا و اتا و زتا مشتمل بر تحقیقات سیاسی تحصلی بر مبنای استقرای تفصیلی تاریخی است و این کتاب تعلق به اواخر سنین حیات ارسطو دارد. و هم در این عهد است که ارسطو به شرح و بسط تأسیسات اجتماعی یک صد مدینه از مدن یونان پرداخته است که تنها نخستین از آنها که در شرح «تأسیسات شهر آتن» (Constitution d’ Athenes) است به ما رسیده است.
سرانجام باید به بعضی از آثار مجعول نیز اشاره کرد که آنها را کسانی که تعلق به حوزه ارسطو داشته اند جمع آورده اند و در ضمن آثار خود ارسطو جای گرفته است. یکی از آنها به نام «مسائل» (Problemes) است که فائدتی بسیار دارد و دیگری به نام «اخلاق کبیر» (Grande Morale) ، (البته سعی در طبقه بندی آثار ارسطو با بحث درباره ترتیب تاریخی تألیف آنها که یگر W. Jaeger و نوینس F.Nayens به عمل آورده و نتایج متفاوت گرفته اند تفاوت دارد. اصلی که این دو تن برای تعیین ترتیب تاریخی این آثار اختیار کرده اند جدائی تدریجی عقاید ارسطو از افلاطون درباره نفس بوده است.

ققنوس

ققنوس

بوته گل سرخی در باغ بهشت زیر درخت دانش شکوفه داد .در اولین گل سرخ پرنده ای متولد شد که پروازش مثل حرکت نور بود . پرو بالش زیبا و آوازش شعاعی از آفتاب به نظر می رسید .

اما وقتی حضرت حوا میوه ممنوع را چید و زمانی که با حضرت آدم از بهشت رانده شد آشیانه پرنده آتش گرفت و سوخت و خود پرنده در شعله آتش هلاک شد . اما از تخم قرمز آن پرنده که در آشیانه باقی مانده بود پرنده جدیدی بیرون آمد . نام این پرنده گوشه گیر را ققنوس گذاشتند .

در افسانه ها آمده که ققنوس پرنده ای ساکن عربستان است وهر صد سال خودش را همراه آشیانه اش به آتش می کشد و وقتی که سوخت تخمی از او به جا می ماند که از آن تخم ققنوس جدیدی متولد می شود . بله ققنوس پرنده همان پرنده بهشتی در هر قرن تولدش در آتش مرگش هم در آتش است .